تمنای تو

بیا و عاشقم باش ای بهترین آرزوم

آخر خط
امشب بدترین شب زندگیمه

به سمیه اس دادم که ازش ج بگیرم

جوری باهام حرف زد که انگار ازم متنفره

بدترشم اینکه مصطفی هم فهمیدو بهم اس داد که دیگه به سمیه اس ندم

گف خواهر من هیچ علاقه ای به تو نداره

چن دیقه همونجوری که به گوشی ذل زده بودم خشکم زده بود

باورم نمیشد

ای خدا دارم دیوونه میشم

دختری که انقد دوسش دارم و واسش میمیرم

دختری که ۷ ساله تو دلم خونه کرده

حالا به همین راحتی ردم کرد

اصلا باورم نمیشه انگار دارم خواب میبینم

منی که انقد برنامه میریختم برا آینده

آینده ای که توش خودمو سمیه رو باهم میدیدم

همش نقش برآب شد

ینی باور کنم که دیگه سمیه مال من نمیشه؟؟؟

ینی به آخر خط رسیدم؟؟؟

ینی دیگه همه چی تموم شد و . . . ؟؟؟

باور کردنش خیییییییییییییییلی سخته خیلی

کاش میتونستم کاری بکنم که نظرش عوض شه

اما نمیشه

چه جوری باید این غمو تحمل کنم؟؟؟

خدایا کمکم کن

 

 

[ دوشنبه ۲۱ بهمن۱۳۹۲ ] [ 1:33 ] [ reza ] [ ]


عاشقانه

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم


در چشمانت خیره شوم


دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم



منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم



سر رو شونه هایت بگذارم.از عشق تو..


از داشتن تواشک شوق ریزم



منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم


بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم


و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم


آری من
تورا دوست دارم

 

و عاشقانه تو را می ستایم

[ شنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۲ ] [ 22:26 ] [ reza ] [ ]


دعا
خدایا التماست میکنم

همه ی دنیایت ارزانی دیگران

ولی . . .

آن که دنیای من است مال دیگری نباشد

[ دوشنبه ۳۰ دی۱۳۹۲ ] [ 23:53 ] [ reza ] [ ]


امروز تولدم بود
سلام عشق زندگیم

سلام سمیه جونم

میدونی امروز تولدم بود؟

هه . . .

از کجا باید بدونی آخه

تو که از من چیز زیادی نمیدونی

نمیدونم شایدم بدونی اما . . .

دونستن یا ندونستنت زیاد مهم نیس مهم کنارم بودن و

بهم تبریک گفتنت بود که نمیشه و نشد

دو سال پیش همین روز پست گذاشتم و نوشتم آرزو میکنم سال دیگه باهم باشیم و

تو روز تولدمو بهم تبریک بگی

اما یه سال که نه دو سال دیگه هم گذشت و من شدم ۲۵ ساله

اما بازم تو نیستی کنارم

نمیدونم این بلاتکلیفی تا کی میخواد ادامه داشته باشه

بدجور درگیرتم سمیه جونم کاش بدونی و بفهمی

اما من امیدوارم

امیدوارم که جواب بله رو ازت بگیرمو بشی تموم زندگیم

به امید همین روز، به امید اینکه سال بعد دیگه این جمله ها رو تکرار نکنم

ایشاا... سال بعد تو پیشم باشی و باهم تو این روز پست بذاریم

ایشاا...

[ پنجشنبه ۲۸ آذر۱۳۹۲ ] [ 23:37 ] [ reza ] [ ]


. . .
فقط خواستم بنویسم امشب خیلی دلتنگتم عشقم خیلی

همین . . .

[ جمعه ۱۰ آبان۱۳۹۲ ] [ 22:52 ] [ reza ] [ ]


آره یا نه؟
سلام سمیه جونم

خیلی وقته ننوشتم و اینجا نیومدم

شاید یکم دیره اما میخوام قبول شدنتو همینجا بهت تبریک بگم

ایشاا... تو رشته ای که انتخاب کردی موفق باشی عزیزم

سمیه جونم حالا که تکلیف درس و دانشگاهتم معلوم شده دیگه دوس دارم از این بلاتکلیفی بیام بیرون

میخوام همین روزا باهات بحرفمو در مورد آینده امون تصمیم بگیریم

واقعا من دیگه نمیتونم اینهمه دوریتو تحمل کنم عشقم

خواهش میکنم درکم کن

یه جوابی بهم بده و خلاصم کن

یا آره یا نه

اما خدا خدا میکنم جوابت مثبت باشه

البته اگه نه بگی به این راحتیا ازت دل نمیکنما

اما خب نمیخوام به اونجاش الان فک کنم اصلا

من تورو خیلی خیلی دوست دارم سمیه جونم خواهش میکنم باورم کن عشقم

[ شنبه ۱۳ مهر۱۳۹۲ ] [ 21:52 ] [ reza ] [ ]


اومدی نبودم
چن روز پیش اومده بودین خونه ی ما ولی من اینجا نبودم

نتونستم ببینمت

وقتی سودا بهم ز زد و گف شما اومدین خونه ی ما نمیدونی چه حالی شدم

خیلی دلم میخواس خونه بودمو میتونستم ببینمت

خیلی حیف شد خیلی

مامان میگف شهریور ماه بازم میاین اینجا

کاش این اتفاق بیوفته سمیه جونم خیلی دلم واست تنگ شده

راستی کنکورم قبول شدی تبریک میگم عزیزم

ایشاا... تو رشته ای که دلت مخواد و دوس داری قبول بشی

واست دعا میکنم عشقم

[ دوشنبه ۱۴ مرداد۱۳۹۲ ] [ 15:52 ] [ reza ] [ ]


عاشقتم
زنده به گورمم کنن من از تو دست نمیکشم

دنیا بخواد فاصله شه اونو به آتیش میکشم

عاششششششقتم سمیه جونم

 

[ جمعه ۷ تیر۱۳۹۲ ] [ 16:18 ] [ reza ] [ ]


رویای تو
خیلی وقته نتونستم بنویسم

ببخشید عزیزم

اما دیشب اومده بودی به خوابم نتونستم ننویسم اینا رو

خیلی خیلی خواب قشنگی بود

تو خواب خیلی خوب بودی باهام

میگفتی میخوای درستو تموم کنی و بری سر کار

در مورد کارتم دو تا آیه خوندی اما یادم نیس

بعدشم که تو کامپیوتر واسم یادداشت گذاشتی که توام به من علاقه داری

وای نمیدونی تو خواب داشتم بال در میووردم از خوشحالی

دلم میخواس برم بالای کوه از ته دلم داد بزنم از خوشحالی

واسه همینم امروز خیلی شارژم

اما زیادی شارژمو نمیتونم تمرکزمو به درس بدم خدا کنه نیوفتم تو این امتحان

اما سمیه جونم کاش اینا همش خواب نبودو واقعیت داشت

کاش . . .

 

[ پنجشنبه ۹ خرداد۱۳۹۲ ] [ 12:54 ] [ reza ] [ ]


نگاه منطقی
سلام سمیه جان

چن وقته به این فک میکنم که شاید من کار اشتباهی کردم که از علاقه ام به تو گفتم

فک میکنم حق با بهناز خانوم باشه

من باید بجای این کارا به فکر آینده ام باشم

اگه تو رو واقعا دوست دارم باید آینده امو بسازم

سربازی رو که خدا رو شکر تموم کردم

درسمو هم باید زودتر تموم کنم و یه کار پیدا کنم

اونموقع دیگه راحتتر میتونم به ازدواج فک کنم

و اینکه تو هم برا بله گفتن مجاب بشی

آره

این یه تصمیم منطقی و بجاس

تو حق داشتی که گفتی از الان نمیتونی بهم جواب بدی

تو وافعا دختر بافهم و شعوری هستی سمیه

منم بخاطر همین خانم تمام بودنته که دوست دارم

تصمیم گرفتم از این به بعد منطقی به قضیه فک کنم

اول به فکر جور کردن شرایط ازدواج کردن باشم بعد خود ازدواج

اونموقع میام خواستگاریت

اگه توام منو خواستی که دیگه عالی میشه

اگرم نخوای که دیگه نمیتونم مجبورت کنم و باید به قسمت خدا راضی بشم

اما اصلا دوست ندارم این اتفاق بیفته

سمیه تو عشق اول و آخر منی

منم توکل میکنم به خدا

هر چی خدا صلاح بدونه همون بشه

الانم که امتحاناتم شروع شده باید این ترمو خوب بخونم

یعنی کلا باید خوب بخونم که هر چه زودتر تموم کنم به امید خدا

راستی میدونی چیه

من همیشه دوست داشتم اون دختری رو که میخوام بعنوان همسرم انتخاب کنم

خیلی سخت باشه رسیدن بهش

چون فک میکنم اینجوری قدرشو خیلی بیشتر میدونم

فک کنم همینطورم داره میشه

آخه برا رسیدن به تو خیلی کارا باید انجام بدم

تازه معلومم نیس توام منو بخوای یا نه

اما اینم بگما من به این آسونیا ازت نمیگذرم

مگه اینکه بدونم واقعا منو نمیخوای

خب دیگه برم به درسام برسم

خدایا به امید تو  

[ سه شنبه ۱۹ دی۱۳۹۱ ] [ 22:36 ] [ reza ] [ ]


رنگ چشمات
سلام عشقم

نمیدونی چقد دلم برات تنگ شده

کاش انقد ازت دور نبودم و میتونستم زود زود ببینمت

شاید خنده دار باشه اما باور کن هنوز نمیدونم واقعا چشات چه رنگیه

دلیلشم اینه که تا حالا جرات نکردم تو چشات ذل بزنمو رنگشونو تشخیص بدم

اما میدونم بهترین رنگ دنیا رو تداعی میکنن اون چشای قشنگت

راستی دارم یکم سرمایه جور میکنم یه کاری شروع کنم و از همین حالا شروع کنم به پس انداز کردن

سمیه جونم میدونم تو اصلا همچین دختری نیستی که به چیزای مادی اهمیت بدی

اما خب بدون هیچی ام که نمیشه زندگی کرد

در ضمن منم میخوام خوشبختت کنمو هیچی واست کم نذارم هرچی بخوای بتونم فراهم کنم واست

برا همینم باید از همین الان شروع کنم دیگه عشق خوبم

زندگی با تو بزرگترین و بهترین آرزومه عزیزم

 

[ یکشنبه ۲۸ آبان۱۳۹۱ ] [ 20:50 ] [ reza ] [ ]


خدایا شکرت
نمیدونم چه جوری شروع کنم و از چی بنویسم

ولی خیلی شارژم

خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ بار شکرت

تو پست قبل که قبل دیدنت نوشته بودم از خدا خواستم که وقتی برگشتم مطالب امیدوارکننده

بنویسم، قربون خدا برم که صدامو شنید

تو اون ۳ روز که بخاطر سالگرد خدابیامرز مجتبی خونتون بودیم اصلا محلم نمیذاشتی

پاک ناامید شده بودم

رفتارت جوری بود که فک میکردم ازم متنفری

داشتم دیوونه میشدم خیلی احساس بدی بود

اما وقتی موقع برگشت تو راه مامان گف که هم با زن دایی هم با خودت صحبت کرده داشتم

بال درمیاوردم بخدا

میگف زن دایی راضیه و گفته کی از رضا بهتر

به خودتم که گفته قبول کنی که عروسش بشی خندیدی و با خجالت گفتی

که رضا مثل داداشم میمونه و اینا

اما آخرش گفتی که باشه بذار فکرامو بکنم جواب میدم

وقتی مامانم اینا رو تعریف کرد دلم میخواست از خوشحالی از ته دلم جیغ بزنم

اصلا باورم نمیشه یه روز واقعا مال من بشی

نمیدونم شاید اصلا جوابت مثبت نباشه اما لااقل الان نمیخوام به این فک کنم

تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر تلاش کنم برا آینده ی تو و من

ایشاا... خدا خودش کمک کنه و صلاح بدونه که بهت برسم

خیلی دوست دارم سمیه جونم

 

 

[ جمعه ۲۸ مهر۱۳۹۱ ] [ 17:52 ] [ reza ] [ ]


دیدن تو
وای نمیدونی چقد خوشحالم عزیزم

فردا میتونم ببینمت

اما استرسم دارم

نمیدونم بعد این جریاناتو اس بازیها چه واکنشی نشون میدی

خدا کنه مهربون باشی باهام

اون لحظه که باهات چشم تو چشم بشم قلبم وانسته خوبه

ایشاا... وقتی برگشتم مطالب امیدوار کننده بنویسم

آمین

 

[ چهارشنبه ۱۹ مهر۱۳۹۱ ] [ 17:20 ] [ reza ] [ ]


تولدت مبارک عشقم

امروز سالروز تولد توست و من برایت هدیه ای نخریده ام

آنچه خریدنی است بی شک ٬ لایق تو نیست.

نمی دانم با کدام جمله “دوستت دارم” را برایت انشا کنم

اما کاملتر از این چیزی ندارم

دوستت دارم ، تولدت مبارک

 

سمیه جونم تولدت مبارک

ایشا... ۱۰۰۰ ساله شی عزیزم

کاش پیشت بودمو از نزدیک میتونستم بهت تبریک بگم

ایشاا... سال بعد بتونم مستقیما بهت تبریک بگمو یه کادوی ناقابل بدم بهت

تو یه فرشته ای که خدا بهم داده برا همین هزاران بار شکر میکنم

عزیزم نمیدونی چقد دوست دارم

شمارتم که انگار عوض کردی یه اس هم نمیتونم بهت بدم

داشتن تو بزرگترین آرزومه عشقم

 

[ دوشنبه ۱۰ مهر۱۳۹۱ ] [ 16:5 ] [ reza ] [ ]


باورم کن عشقم

دل به دریا میزنم واسه یه لحظه دیدنت

جونو آتیش میزنم واسه بدست آوردنت

اونقدر از عشق میگم تا منو باور بکنی

توام عاشقم بشی و دیگه ترکم نکنی

واسه به تو رسیدنم از همه چیزم میگذرم

تا تو با من بمونی دیوونه ی این عادتم

اگه جسارت نباشه میخوام بگم دیوونتم

اگه فرصت بدی تو دنیامو با تو میسازم

شنیدم گفتی که تو عاشق هیچکس نمیشی

منو باور نداری میخوای بری تنها باشی

منو از خودت نرون منو باورم بکن

نذار بی تو بمونم عشقو توی چشام بخون

اگه تو پیشم نمونی دلم تو دریا غرق میشه

دریای اشکامو میگم دلم ماتم سرا میشه

 

عشق من یادت نره اینجا یکی هست که تو همه ی دنیاشی

من دنیا رو بی تو نمیخوام سمیه جونم

 

[ دوشنبه ۲۰ شهریور۱۳۹۱ ] [ 22:34 ] [ reza ] [ ]


ترس
دیشب بازم اومده بودی به خوابم

اصلا خواب خوبی نبود

تو همش با اخم باهام حرف میزدی حتی بعضا عصبی

اما بعدش که از احساسم نسبت بهت میگفتم یکم آروم میشدی

خلاصه تو خواب هم بهم ضدحال میزنی

راستی تو کنکورم قبول شدی تبریک میگم

ایشاا... یه دانشگاه خوب قبول بشی که خودت میخوای

اما سمیه این وسط یه چیزی هست

میدونی . . .

از یه طرف میترسم بری دانشگاه دیگه همون یه ذره ای هم که شاید بهم فک میکردی از بین بره

از یه طرفم دوس دارم تحصیل کرده بشی بعدشم اینکه تا وقتی تو درستو تموم کنی منم بتونم

تو این مدت شرایطمو جور کنم که وقتی اومدم خواستگاریت حرفی واسه گفتن داشته باشم

سمیه کاش میدونستم تو دلت چی میگذره

بخدا اگه بدونم توام منو میخوای هر کاری برا رسیدن بهت میکنم

دنیا رو به پات میریزم فقط کافیه بگی مال منی

 

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست

مثل آرامش بعد از یک غم

مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست

من به آن محتاجم

 

 

 

 

[ سه شنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۱ ] [ 0:44 ] [ reza ] [ ]


نقش برآب
سمیه گوشیت چرا خاموشه؟

بهت گفته بودم بعد کنکورت اس میدم

میدونم شمارتو عوض کردی

چن روزه هرچقد زنگ میزنم همش میگه خاموش

سمیه دارم دیوونه میشم بخدا

خدایا چیکار کنم؟  

دفه ی پیش که اس دادم جوری جواب دادی که خیلی امیدوار شده بودم

اما با این کارت هرچی امید داشتم نقش برآب شد

تو اس بهت گفته بودم بی رحمی

بازم میگم خیلی بی رحمی سمیه

کاش از حال من خبر داشتی

کاش میدونستی چقد واسم عزیزی

شاید اون موقع اینطور رفتار نمیکردی.

 

شاید میخوای اینهمه عشق بمونه تو دل خودم

دلت میخواد دیگه بهت نگم که عاشقت شدم

کاش توی چشمام میدیدی کاشکی اینو میفهمیدی

بگو چطور ثابت کنم که تو بهم نفس میدی

یه راهی پیش روم بذار یکم بهم فرصت بده

برای عاشقتر شدن خودت بهم جرات بده

یه کاری کردی عاشقت هر لحظه بی تابت بشه

من جونمو بهت میدم شاید بهت ثابت بشه

 

 

 

[ چهارشنبه ۱۴ تیر۱۳۹۱ ] [ 15:38 ] [ reza ] [ ]


کور سوی امید
دیروز بهت اس دادم که عید رو تبریک بگم

ولی بعد یکی دو ساعت جوری جوابمو دادی که . . .

وقتی اون اس رو خوندم انگار تموم دنیا رو سرم خراب شد

خیلی تند نوشته بودی که حق نداشتم بهت اس بدم

ولی بعدش که از احساسم بهت گفتم یکم آروم شدی

اما بازم گفتی بهت اس ندم کنکور داری

آره خب حق با توئه نباید الان بهت اس بدمو ذهنتو مشغول کنم

وقتی بهت گفتم تو یه جواب امیدوارکننده بهم بده منم قول میدم تا وقتی که

خودت نخواستی بهت اس ندم

گفتی از الان نمیتونی بهم جواب بدی

واااااااااااااای خدا خیییییییییییلی خوشحالم

نمیدونم شاید همین که نه نگفتی خودش یه جور رضایته

سمیه بخدا از دیروز تا حالا دل تو دلم نیس

هزار بار خدا رو شکر کردم

نوکرتم خدا جونم شکرت

اصلا نمیدونم چی بنویسم

دلم میخواد بال درمیووردم و پرواز میکردم

هیشکی نمیتونه تورو به اندازه من دوست داشته باشی

تو پرنسس خوشگل رویاهامی سمیه

خیییییییییییلی دوست دارم عشقم

به امید روزی که بتونم دستاتو تو دستام بگیرم

 

[ سه شنبه ۳۰ خرداد۱۳۹۱ ] [ 13:9 ] [ reza ] [ ]


حس . . .
تو با من چیکار کردی سمیه؟

چرا حواسم به خودم نیس؟

انگار که فقط تو هستی تو این دنیا

حتی خودمم برام مهم نیس

آخه این چه حسیه!؟

کتابو که میذارم جلوم مثلا بخونم بعد دو ساعت به خودم میام میبینم یه خطم نخوندم

همه ی حواسم پیش توئه

ولی تو چی

تو میگی هیچ احساسی بهم نداری

عشق یه طرفه؟

وای نه

اگه اینجوری باشه . . .

مگه یه آدم چقد میتونه برا یه کس دیگه انقد مهم باشه!؟

دارم ذره ذره آب میشم

بدادم برس

اگه حتی فقط یه ذره برات مهمم

بیزارم از این وضعیت

هیشکی تو این دنیا تو رو به اندازه من دوست نداره مطمئن باش

 

 

[ شنبه ۶ خرداد۱۳۹۱ ] [ 16:51 ] [ reza ] [ ]


گل من
تو کوچه ی دل من فقط یاد تو مونده

تو آسمونش فقط عطر تو بوده

میدونی عزیزم بدون تو میمیرم

دلمو نمیشه که از تو پس بگیرم

دل بردی از من

من موندم با غم

اشکامو نم نم

میریزم عشقم

میدونی که عشقت غریبه ها رو پس زد

واسه داشتن تو دلم هوس رو خط زد

با تو زیر یک سقف همیشه آرزومه

دل پیر و تنهام به عشق تو جوونه

میمونم همیشه به پای عشق پاکم

میخوام هر چی دارم به پای تو ببازم

رفتنت عذابه موندن تو یه رویا

شده آرزوهام به وسعت یه دریا

اسم تو همیشه روی لبای خستم

همه زندگیمو به چشمای تو بستم

دل به تو دادم ای گل من

کاشکی قلبت بشه منزل من

دوست دارم عشقم

 

 

[ یکشنبه ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ] [ 0:5 ] [ reza ] [ ]